این پژوهش توسط عیسی ابراهیمزاده، میرتاجالدین موسوی و شمسالله کاظمیزاد (1391) در فصلنامه ژئوپلیتیک منتشر شده است. این پژوهش با تمرکز بر مناطق مرزی و مرکزی ایران، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه الگویی بر توسعه فضایی و منطقهای ایران حاکم است و چگونه این الگو به نابرابریهای موجود دامن زده است. مناطق مرزی ایران، علیرغم برخورداری از پتانسیلهای طبیعی و انسانی، از محرومیتهای ساختاری رنج میبرند، درحالیکه مناطق مرکزی بهویژه کلانشهرهایی مانند تهران از امکانات و منابع بیشتری برخوردارند. با توجه به اینکه مناطق مرزی ایران دارای 16 استان و مناطق مرکزی دارای 14 استان است. حدود 50 درصد مساحت و 50.7 درصد جمعیت کشور متعلق به مناطق مرزی است و این بیانگر آن است که 50 درصد توسعه کشور باید در مناطق مرزی متمرکز گردد تا تعادلهای منطقهای در ایران برقرار شود.
پژوهش از سه رویکرد نظری رویکرد سنتی مکان (بر اساس نظریههای کریستالر، لوش و…)، رویکرد همکاریهای بینمرزی و رویکرد مردمی بهره میبرد. این پژوهش با ترکیب این رویکردها، الگوی مرکز-پیرامون را بهعنوان الگوی مسلط توسعه فضایی در ایران معرفی میکند. این الگو نشان میدهد که هرچقدر به طرف مناطق مرکزی ایران نزدیکتر شویم، استانها توسعهیافتهتر میشوند.
این تحقیق از روشهای توصیفی-تحلیلی و مقایسهای استفاده کرده است. دادههای موردنیاز از مرکز آمار ایران و سالنامههای آماری استانها (سال ۱۳۸۵) جمعآوری شدهاند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و روشهای آماری شامل وزندهی آنتروپی شانون، مدل تاپسیس، تحلیل خوشهای K-میانگین، و آزمونT-test استفاده شده است. همچنین، ۳۰ شاخص اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و زیربنایی برای مقایسه سطح توسعه استانهای مرزی و مرکزی به کار گرفته شدهاند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که نابرابریهای توسعهای بین مناطق مرزی و مرکزی ایران بسیار عمیق و ساختاری است. استان تهران با میزان توسعه 0.6739 بهعنوان توسعهیافتهترین استان و استان ایلام با میزان توسعه 0.0078 بهعنوان محرومترین منطقه شناسایی شدهاند که بیانگر شکاف قابلتوجه در سطح توسعهیافتگی است. الگوی مرکز-پیرامون به وضوح در توزیع فضایی توسعه در ایران مشاهده میشود، بهطوری که مناطق مرکزی بهویژه کلانشهرهایی مانند تهران و اصفهان از امکانات و منابع بیشتری برخوردارند، درحالیکه مناطق مرزی با محرومیتهای گسترده مواجه هستند. حتی در درون هر یک از این مناطق نیز نابرابریهای چشمگیری وجود دارد، بهعنوان مثال استان خراسان رضوی به دلیل وجود شهر مشهد نسبت به سایر استانهای مرزی از وضعیت بهتری برخوردار است. با توجه به میانگین توسعه در مناطق ایران، این پژوهش بیان میکند که مناطق مرکزی در ایران حدود 3 برابر بیشتر از مناطق مرزی توسعه یافتهاند.
همچنین یافتههای پژوهش نشان میدهد که نهتنها میان توسعه مناطق مرزی و مرکزی تفاوت و نابرابری وجود دارد، بلکه درون مناطق نیز چه در مناطق مرزی و چه در مناطق مرکزی تفاوتهای چشمگیری وجود دارد. این مطالعه بهوضوح نشان میدهد که تا زمانی که عوامل ایجادکننده نابرابریهای درونمنطقهای برطرف نشوند، کاهش نابرابریهای بینمنطقهای نیز امکانپذیر نخواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟