در مسیر عدالت

اثر عدالت منطقه‌ای در خط‌مشی‌های مالی

اثر عدالت منطقه‌ای در خط‌مشی‌های مالی

سیدرضائی، پورعزت و قلی پور (1396) با اشاره به تأکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر نبود تبعیض و توزیع متناسب فعالیت‌های اقتصادی و بهره‌برداری از منابع طبیعی (اصل چهل و هشتم)، این پارادوکس را بررسی می‌کنند که چرا علی‌رغم این تأکیدات، نابرابری‌های منطقه‌ای در توزیع بودجه همچنان پابرجاست. آنان…

- اندازه متن +

سیدرضائی، پورعزت و قلی پور (1396) با اشاره به تأکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر نبود تبعیض و توزیع متناسب فعالیت‌های اقتصادی و بهره‌برداری از منابع طبیعی (اصل چهل و هشتم)، این پارادوکس را بررسی می‌کنند که چرا علی‌رغم این تأکیدات، نابرابری‌های منطقه‌ای در توزیع بودجه همچنان پابرجاست. آنان به شکاف قابل‌توجه بین استان‌های توسعه‌یافته مرکزی و استان‌های کمتر توسعه‌یافته حاشیه‌ای اشاره می‌کنند و سؤال اصلی مقاله آن‌ها این است که عوامل مؤثر بر رعایت عدالت منطقه‌ای در اثر خط‌مشی‌های مالی و بودجه‌ای کدم‌اند.

پژوهشگران در این مطالعه از نظریه‌های عدالت توزیعی جان رالز (2001) و اصول عدالت اجتماعی برای توسعه عدالت منطقه‌ای دیوید هاروی با سه معیار «نیاز»، «منافع عمومی» و «استحقاق» بهره گرفته‌اند و همچنین نظریه بودجه‌بندی ویلدافسکی (1964) درباره نقش سیاست در تخصیص بودجه مبنای تحلیل‌های ایشان قرار گرفته است.

این پژوهش با استفاده از روش کیفی نظریه داده‌بنیاد و با نمونه‌گیری نظری و گلوله‌برفی انجام شده است. محققان با 19 نفر از خبرگان شامل کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و اساتید دانشگاه مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام داده‌اند.

سیدرضائی و همکاران عوامل مؤثر را در دو سطح شناسایی کردند:

عوامل ملی:

  1. چالش‌های مدیریتی (عدم توجه به توان نیروهای بومی- عدم توزیع عادلانه منابع انسانی- نبود دولت‌مردان توسعه‌گرای قانون‌گذار)
  2. چالش‌های فنی (نبود سیستم بودجه‌بندی عملیاتی کارآمد همچون ناکارآمدی شاخص‌ها، عدم رابطه بین بودجه و برنامه توسعه، نداشتن شاخص سنجش اهداف بودجه و …)
  3. چالش‌های قانونی (تفاوت قانون بودجه با عملکرد آن، عملیاتی نشدن قوانین، انتصابی بودن استاندار، دیکته‌شدن امور به استان‌ها، محدودیت اصل 44، تراکم‌زدایی به جای تمرکززدایی)
  4. چالش‌های بودجه‌ای (ناکارآمدی سیستم بودجه‌ای، سهم اندک بودجه استانی، ناکارآمدی اجرای قانون بودجه، تمرکزگرایی بودجه‌ای، هزینه‌کرد بدون نیازسنجی و …)
  5. ملاحظات سیاسی- نفتی (چانه‌زنی و لابی‌گری، پایه مالیاتی ناعادلانه، بودجه نفتی، رابطه‌مداری و …)
  6. نگرش به مسئله (احساس عدم رفاه، دید سطحی به عدالت، کم‌رنگ شدن آرمان‌ها و…)
  7. چالش‌های نمایندگی (قدرت نمایندگان در لابی، توان نمایندگان در تغییر لایحه بودجه، قدرت نمایندگان در کسب بودجه، نفوذ نمایندگان استان‌های برخوردار، شراکت مجلس در بودجه‌نویسی و …)
  8. مشکلات نهادی- سازمانی (تعدد مراکز خط‌مشی‌گذاری، تعدد سازمان‌های متولی محرومیت‌زدایی، ناعادلانه بودن ساختار سازمانی سیستم بودجه، ضعف اطلاعات، نقصان‌های سیستم تصمیم‌گیری و …)

عوامل منطقه‌ای:

  1. شرایط منطقه‌ای (موقعیت جغرافیایی استان، موانع و توان سرمایه‌گذاری، توزیع جغرافیایی ناعادلانه شرکت‌های دولتی، شرایط نابرابر بین استان‌ها و …)
  2. ابعاد مدیریتی (توان مدیران استان، نبود دید آینده‌نگر در سطح مدیریتی، کمبود اختیارات استانی و …)
  3. تفسیر ادراکی مخاطبان (احساس محرومیت در افراد، نگرش افراد نسبت به وضعیت خود، درونی‌شدن بی‌عدالتی در بر خی مناطق)
  4. عوامل بودجه‌ای (بی‌عدالتی در منابع بودجه استانی، بی‌عدالتی طولی و عرضی در توزیع منابع، نحوه هزینه‌کرد بودجه و …)
  5. عوامل غیربودجه‌ای (سهم اندک سرمایه دولتی، تعداد و قدرت نمایندگان استان در مجلس، نقش کم‌رنگ سازمان برنامه‌وبودجه استان، دیکته‎کردن اهداف به استان‌ها)

این محققان نتیجه‌گیری می‌کنند که در اثر استمرار بی‌عدالتی در توزیع بودجه، روند توسعه اجتماعی و برابری اجتماعی، توسعه متوازن اقتصادی، انسجام ملی و تمامیت ارضی ایران تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به گفته آنان، تحقق عدالت منطقه‌ای مستلزم اصلاحات ساختاری در نظام بودجه‌بندی و توجه هم‌زمان به عوامل ملی و منطقه‌ای است. ایشان بر ضرورت رشد و توسعه متوازن تأکید ویژه‌ای دارند و سعادت مرکزنشینان را در گرو خوشبختی آحاد جامعه به‌ویژه حاشیه‌نشینان می‌دانند.

 

#وزارت_تعاون_کار_و_رفاه_اجتماعی

#در_مسیر_عدالت

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *