سیدرضائی، پورعزت و سعدآبادی (1396) در این مقاله به بررسی نقش نظام بودجهبندی در تحقق عدالت منطقهای در ایران میپردازند. با توجه به نابرابریهای فضایی و اقتصادی بین مناطق مختلف کشور، بهویژه در استانهای کمتر توسعهیافته و مناطق قومینشین، این مطالعه به دنبال شناسایی عوامل مؤثر در سیستم بودجهبندی است که میتوانند به توزیع عادلانهتر منطقهای منابع عمومی کمک کنند. مسئله اصلی، ناکارآمدی نظام فعلی بودجهبندی در کاهش نابرابریهای منطقهای و پیامدهای آن، مانند تشدید فقر، شکاف طبقاتی، ناآرامیهای اجتماعی و قومی- منطقهای است.
عدالت منطقهای بر تنظیم و تعدیل ناهماهنگیهای فضایی استوار است. پژوهش از نظریه عدالت جان رالز و دیدگاههای دیوید هاروی در زمینه عدالت اجتماعی و منطقهای بهره میبرد. رالز بر توزیع منابع به نفع محرومترین مناطق تأکید دارد، درحالیکه هاروی بر نقش عوامل سیاسی و اقتصادی در شکلدهی به نابرابریهای فضایی تمرکز میکند. چنانکه در ایران نحوه تخصیص بودجه به استانهای توسعهیافته از طریق ساخت اداری و تمرکز سازمانهای دولتی در استانهای توسعهیافته و اعمال قدرت و نفوذ از طریق نمایندگان و سران سیاسی سوق مییابد.
این مطالعه با استفاده از روش کیفی و رویکرد نظریه دادهبنیاد انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و باز با ۱۹ نفر از کارشناسان و متخصصان سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شده و منجر به شناسایی شش طبقه اصلی از عوامل قابلملاحظه در سیستم بودجهبندی برای تحقق عدالت منطقهای شده است.
عوامل قابلملاحظه در سیستم بودجهبندی کشور برای تحقق عدالت منطقهای با توجه به تنوع قومی در شش عامل کلیدی شناسایی شده است که عبارتاند از:
- ملاحظات فنی: مانند استفاده از روشهای نوین بودجهبندی عملیاتی و آمایش سرزمین.
- ابعاد قانونی: شامل تمرکززدایی، استانیسازی بودجه و بودجهبندی مشارکتی، شفافیت و پاسخگویی بودجه و اصلاح سهم بودجه استانی و ملی.
- ابعاد نهادی-سازمانی: عدالت منطقهای در اولویت اهداف قرار گیرد و در فرآیند بودجهریزی به عدالت تدوین،ی به معنای نقش دستگاههای مختلف استانی برای تدوین بودجه، توجه شود.
- موارد مدیریتی: شامل بهبود منابع انسانی و کاهش رابطهمداری و لابیمحوری نمایندگان در تخصیص بودجه.
- ملاحظات منطقهای-استانی: آگاهی مردم در انتخاب نمایندگان توانمند و توجه به مزیتهای نسبی مناطق و درجه محرومیت آنها در سرمایهگذاری در زیرساختها، توجه به نیازهای فرهنگی در تخصیص بودجه برای تحقق عدالت قومی مثل آموزش به زبان مادری از جمله مصادیق این عامل هستند.
- ملاحظات سیاسی-امنیتی: با توجه به همپوشانی توسعهنیافتگی استانهای محروم با استانهای قومی پارامترهای سیاسی، امنیتی و امنیت ملی در تخصیص بودجه تأثیرگذار بوده است، درحالیکه توسعه اقتصادی میتواند امینت ملی و سرمایه اجتماعی کشور را تقویت کند و این لازمه تحقق عدالت قومی است.
نتایج نشان میدهد که تحقق عدالت منطقهای مستلزم ترکیبی از این عوامل است و باید در مراحل مختلف بودجهریزی، از تدوین تا اجرا و نظارت، مدنظر قرار گیرند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟