تبیین پدیده طرد اجتماعی در بین گروههای مهاجر شهر اصفهان با تاکید بر نابرابریهای اجتماعی اقتصادی
دکتری تخصصی (PhD)- 1395
موضوع: جامعه شناسی
پدیدآور: اکرم حمیدیان استاد راهنما: ابراهیم انصاری استاد راهنما: محمدجواد زاهدی استاد مشاور: امیر ملکی
مرکز تحصیلات تکمیلی
چکیده: طرد اجتماعی پدیدهای است فرایندی، پویا، نسبی، چند بعدی و مبتنی بر عاملیت که عموماً در سطح گروه به ویژه گروههای آسیب پذیر نظیر اقلیتهای قومی و مهاجران رخ میدهد. مهاجران به واسطه نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی که در دو بعد افقی و عمودی بر هم تقاطع پیدا میکنند، از جامعه طرد و کنار نهاده میشوند. طرد مهاجران یعنی طرد و تضعیف بخشی از نیروی فعال بازار کار و فراهمسازی بستر مناسب برای بینظمیها و آسیبهای اجتماعی بیشتر در جامعه. از اینرو پرداختن به مسئله طرد اجتماعی این گروهها و تشریح و تبیین آن، میتواند در امر سیاستگذاریهای اجتماعی مفید واقع شود. در این تحقیق سعی شده است که پدیده طرد اجتماعی مهاجران (خارجی و داخلی) شهر اصفهان، در مقایسه با ساکنان بومی این شهر و با تأکید نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی تبیین گردد. از اینرو با روش کمی-کیفی و با استفاده از ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه عمیق، مشاهده و آمارهای رسمی و غیررسمی، طرد اجتماعی مهاجران ساکن شهر اصفهان سنجش و پیوند آن با نابرابریها بررسی شده است. جامعه آماری شامل مناطق چهاردهگانه شهر اصفهان است که به ضرورت تحقیق، با استفاده از نمونهگیریهای نظری و طبقهای نامتناسب، 448 خانوار از گروههای قومی/ مکانی(عرب، افغان، ترک، کرد، خوزستانی، چهارمحال و بختیاری، سایر استانهای کشور، جنوب استان اصفهان، سایر شهرهای استان اصفهان و اصفهانی) ساکن مناطق چهار، پنج، شش، هشت و چهارده انتخاب شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مهاجران خارجی در مقایسه با مهاجران داخلی و بومیها، طرد اجتماعی و نابرابریهای اجتماعی- اقتصادی بیشتری را تجربه میکنند. همچنین مهاجران ترک و کرد نیز نسبت به مهاجران داخلی تبعیض و طرد اجتماعی بیشتر و دسترسی کمتری به منابع دارند. آزمونهای آماری نشان میدهد بین هویت قومی/مکانی مهاجران و تبعیض اجتماعی، دسترسی به منابع و طرد اجتماعی رابطههای قوی وجود دارد. در مجموعه نابرابریهای اجتماعی اقتصادی و هویت قومی/مکانی 57% از واریانس پدیده طرد اجتماعی گروهها را تبیین میکنند و مهمترین عوامل وقوع آن هستند. در سطح خانوار نتایج حاکی از آن است که بین میانگین سنی خانوار، میانگین تحصیلات خانوار، شغل سرپرست خانوار و مدت زمان اقامت و میزان دسترسی به منابع و ادغاماجتماعی رابطههای معناداری وجود دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟