در ماههای اخیر، تنشهای فزاینده بر سر منابع آبی، بهویژه میان استانهای یزد و اصفهان، به یکی از تنشزاترین مسائل اجتماعی و زیستمحیطی کشور بدل شده است. اعتراضات مردمی، تخریب خطوط انتقال آب و درگیریهای پراکنده، تنها علائم سطحیِ بحرانی عمیقتر به نام «توسعه نامتوازن» هستند. حال اگر تنشهای موجود آبی اصفهان با خوزستان و چهارمحال و بختیاری را هم به این معادله بیفزاییم، متوجه وخامت اوضاع خواهیم شد. نزاعهای آبی، اگرچه در ظاهر بر سر سهم آب و خطوط انتقالاند، اما در واقع جلوههایی از یک الگوی غلط توسعهاند که طی دههها بدون توجه به اقلیم، مشارکت مردمی و عدالت فضایی شکل گرفته است.
استان یزد، با اقلیمی بهشدت خشک و کمبارش، سالهاست برای تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی خود به خطوط انتقال از زایندهرود و دیگر حوضهها وابسته است. اما نکته شگفتانگیز آنجاست که همین استان، رتبه دوم کشور در تولید محصولات گلخانهای را داراست؛ محصولاتی که اگرچه نسبت به شیوههای سنتی کممصرفتر هستند، اما همچنان بر منابع آبی فشار وارد میکنند. این وضعیت، نمونهای بارز از توسعهای است بدون همخوانی با ظرفیتهای طبیعی و اقلیمی و در تعارض با آن که تنها به شاخصهای کمّی بسنده کرده است.
در سوی دیگر، چهارمحال و بختیاری که زادگاه زایندهرود و دیگر منابع حیاتی آب کشور است، سالهاست درگیر اعتراضات اجتماعی علیه انتقال آب به فلات مرکزی است. مردم این استان، درحالیکه خود با بیکاری، ضعف زیرساختها و محرومیت مزمن مواجهاند، تماشاگر انتقال منابعشان برای تأمین صنایع و شهرهای بزرگاند. علاوه بر آن خوزستان نیز با رودخانه کارون، شاهد سناریویی مشابه است. پروژههای گسترده انتقال آب از سرشاخههای کارون به یزد، اصفهان و کرمان، در کنار سدسازیهای پیدرپی، خوزستان را با خشکیدگی تالابها، مهاجرت روستاییان، کاهش تولید کشاورزی، خیزشهای اعتراضی و بحران فراگیر آب روبهرو کرده است.
مجموعه این بحرانها، یک پیام مشترک دارند: مدل تمرکزگرای توسعه، شکست خورده است. این مدل نهتنها عدالت سرزمینی را نقض کرده، بلکه به فرسایش اعتماد اجتماعی و تخریب بسترهای زیستی منجر شده است. راه برونرفت از این وضعیت، نه در انتقال بیشتر منابع، بلکه در بازآرایی سیاستگذاریها بر پایهی الگوی توسعه منطقهای است؛ الگویی که بر ظرفیتهای بومی، عدالت در تخصیص منابع و مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیریها تأکید دارد. اکنون زمان آن رسیده که بهجای «توسعه بهرغم اقلیم»، بهسوی «توسعه در تراز اقلیم» حرکت کنیم. این تنها مسیر برای ساختن آیندهای پایدار، عادلانه و مبتنی بر صلح اجتماعی در ایران است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟