بررسی وضعیت نابرابری اجتماعی در میان دانشآموزان راه یافته به مراکز استعدادهای درخشان شهر خرمآباد
کارشناسی ارشد- 1395
پدیدآور: فرشاد میرسپهوند استاد راهنما: محسن نیازی استاد مشاور: محمد گنجی
دانشگاه کاشان
چکیده: نابرابریهای اجتماعی بهعنوان شرایطی کاهنده یا افزاینده که افراد را در کسب موفقیت و دستیابی به امکانات و رشد و شکوفایی و نیل به آرزوها، تأثیرات اجتنابناپذیری داشته و همواره ذهن محققان و اندیشمندان حوزههای اجتماعی را به خود مشغول ساخته است. آموزش و پرورش آشکار یا نهان وظایف و کارکردهای مختلفی در جامعه بر عهده دارد. ازجمله کارکردهای آشکار آن عبارت از انتقال فرهنگ (فرهنگ پذیری)، پرورش اجتماعی (جامعهپذیری)، پرورش سیاسی، تربیت حرفهای و تخصص، نوآوری و تغییر یگانگی اجتماعی، انتظام اجتماعی، رشد شخصیت و برخی کارکردهای نهان آن عبارت از دگرگونسازی نظام طبقاتی جامعه و تسهیل تحرک اجتماعی هستند. در این پژوهش با نگاه انتقادی به مقوله آموزشوپرورش که بهعنوان یکی از مهمترین و بزرگترین نظام فرهنگی کشور پرداختهشده است. مراکز استعدادهای درخشان بهعنوان باکیفیتترین مدارس در سیستم آموزشی کشور هست همواره موردتوجه خانوادهها برای تضمین موفقیت فرزندانشان است. در این پژوهش در گام اول به بررسی وضعیت اجتماعی دانشآموزان راهیافته به این مراکز (استعدادهای درخشان) با شیوه اسنادی (پرونده کارکنانی دانشآموز) پرداخته شد. جامعه آماری این قسمت از تحقیق دو مرکز پسرانه و دخترانه استعداد درخشان پایه اول شهرستان خرمآباد هست. با بررسی رابطه وضعیت اجتماعی – فرهنگی خانوادههای دانشآموزان راهیافته به این مراکز که شغل و سطح تحصیلات والدین، همبستگی معناداری مشاهده گردید و نیز به بررسی موفقیت چند دبستان در بیشترین قبولی بهعنوان عامل تأثیرگذار پرداخته شد. در گام دوم پژوهش با انتخاب دو دبستان موفق (دبستان سارا و دبستان دارا) در راهیابی دانشآموزان خود به مراکز استعدادهای درخشان و بررسی کمی و کیفی (عکسبرداری و مصاحبه، مشاهده و تهیه گزارش) فضای فرهنگی و سازمانی این مدارس موفق و مقایسه آن با وضعیت اجتماعی و فرهنگسازمانی دو دبستان و مدرسه (دبستان دخترانه کوثر و مدرسه شهید چمران) مناطق حاشیهای شهر خرمآباد، سعی در تبیین نابرابری فرهنگی احتمالی موجود در نظام آموزشی کشور را داشت. با نگاهی به یافتههای تحقیق که در دو بخش کمی و کیفی میتوان گفت که رابطه معناداری بین سطح سواد، شغل و هزینه مالی خانوادههای دانشآموزان با قبولی در این مراکز استعداد درخشان وجود دارد. همچنین در گام دوم تحقیق از یکسو با یک فرهنگسازمانی (در اینجا منظور فرهنگ علمآموزی و تقویت روحیه خودباوری دانشآموز) مدارس موفق و امکانات پشتیبانی والدین بهعنوان سرمایه اجتماعی – فرهنگی و از سوی دیگر در مدارس (دولتی) مناطق محروم حاشیهایای شهر با یک ساختار سازمانی و فرهنگی اجتماعی وجود دارد که منتج به بازتولید نابرابری اجتماعی در جامعه میگردد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟