تحلیل نابرابری های تصادفات جاده ای و پیامدهای سلامت آن در ایران و تعیین کننده های اجتماعی آنها براساس مدل سازمان جهانی بهداشت
دکتری تخصصی (PhD)- 1397
پدیدآور: پیام روشنفکر استاد راهنما: محمدرضا خدایی اردکانی استاد راهنما: حسین ملکافضلی اردکانی استاد مشاور: حمیرا سجادی
دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
چکیده: مصدومیتها در زمره ی مهمترین مسایل سلامت برای کشورهای مختلف دنیا است بویژه کشورهای درحال توسعه ای که تغییرات اجتماعی سریعی را تجربه می کنند. مصدومیتهای ناشی از حوادث ترافیکی جاده ای یکی از عمده ترین دلایل مرگ و معلولیت در جهان و به ویژه کشور ایران است و باربیماری و هزینه های بالایی را به نظام سلامت و جامعه تحمیل میکند،. هدف این مطالعه بررسی نابرابری های مصدومیتهای ناشی از تصادفات جاده ای در ایران، پیامدهای سلامتی آن (مرگ و میر و معلولیت) و تعیین کننده های اجتماعی و تفاوتهای اجتماعی – اقتصادی در گروه های مختلف کاربران جاده (road users) است. روش: طراحی پژوهش شامل دو زیر مطالعه است. در زیر مطالعه ی نخست تعیین کننده های اجتماعی مصدومیت ناشی از حوادث ترافیکی جاده ای در ارتباط با متغیرهای سطح فردی و متغیرهای سطوح فرافردی (سطح شهرستان و استان) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در زیر مطالعه ی دوم سنجه ها و شاخص های نابرابری در سه پیامد مصدومیت، معلولیت و مرگ ناشی از حوادث ترافیکی محاسبه شده است. داده های مربوط به پیامد(مصدومیت، معلولیت و مرگ ناشی از حوادث ترافیکی جاده ای) در این مطالعه از پیمایش شاخص های چندگانه سلامت و جمعیت جمهوری اسلامی ایران در سال 1389 گرفته شده که جامعه ی آماری آن کلیه ی ساکنین ایران (اعم از اتباع یا مهاجرین) بوده و اقامت بیش از 6 ماه هرخانوار در محل انها را واجد شرایط ورود به مطالعه میکرد و بر این اساس اطلاعات 111415 نمونه با روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای طبقه ای از نقاط شهری و روستایی کشور بررسی شده است. داده ها به روش تحلیل ثانویه و تحلیل نابرابری مورد بررسی قرار گرفته است. تعیین کننده های اجتماعی سطح فرد و خانوار(جنس، سن، تحصیلات، وضعیت فعالیت، سکونت در شهر یا روستا، داشتن بیمه های پایه و تکمیلی و درامد ماهانه ی خانوار) از پیمایش مذکور و داده های مربوط به متغیرهای سطح استان، شامل 29 متغیر در چهاردسته ی متغیرهای دموگرافیک، اقلیم و آب و هوا، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و وضعیت راه ها، ایمنی و وسایل نقلیه، از سالنامه ها آماری و دیگر منابع آماری رسمی کشور اخذ شده و در مدلهای تحلیلی وارد شده است. کلیه ی محاسبات با نرم افزارهای آماری SPSS و STATA و ماژول مخصوص آن در آنالیزهای نابرابری به نام DASP انجام شده است. یافته ها: شیوع کلی مصدومیت ناشی از انواع حوادث جاده ای (14.5- 13.1)13.8 در هزار نفر جمعیت در سال منتهی به مطالعه است. براساس زیر گروه های کاربران، شیوع مصدومیت در هزارنفر جمیعت به ترتیب در موتورسواران(6.45-5.54)5.99 در خودروسواران(5.7-4.88)5.30 و در عابرین (2.26-1.73)1.98 بوده است. براساس یک مدل دوسطحی(فرد#استان) برای تبیین ریسک مصدومیت در کلیه ی کاربران(عابر، خودرو و موتورسوار) در سطح فردی متغیرهای جنس و سن تحصیلات و داشتن بیمه پایه و نهایتا درآمد خانوار ارتباط معنی داری با ریسک پیامد(مصدومیت ناشی از تصادف) دارند. در بین متغیرهای سطح استان و از میان متغیرهای دموگرافیک وارد شده به مدل، افزایش یک واحد نرخ رشد جمعیت به عنوان شاخصی از تغییرات اجتماعی تا 18% ریسک پیامد را افزایش می دهد. از متغیرهای مربوط به شرایط اقلیمی تعداد روزهای یخبندان هم با اینکه ریسک پیامد را 0.3درصد افزایش می دهد. از متغیرهای اقتصادی-اجتماعی وارد شده به مدل بالابودن نرخ قتل در استان که شاخصی از وجود خشونت در جامعه است باعث افزایشی تا 2% در ریسک پیامد می شود. از متغیرهای مربوط به وضعیت زیرساختی راه و ایمنی، بالا بودن تعداد موتور سیکلت در 100 هزار نفر جمعیت استان ریسک پیامد را 0.06% افزایش می دهد در کل متغیرهای وارد شده در سطح استان حدود 14.17% واریانس پیامد را تبیین میکند. کاهش مصدومیتهای ناشی از حوادث ترافیکی نیازمند اقداماتی در زمینه های مختلف اعم از ایمنی خودروها و راه ها و نقش عوامل انسانی است. با توجه به بالا بودن سهم عوامل انسانی در کشورهای درحال توسعه، برنامه ریزی این اقدامات باید به گروه هایی که آسیب پذیری بیشتری دارند بخصوص موتور سواران اولویت داده و به تفاوتهای ریسک مصدومیت در گروه های اقتصادی – اجتماعی در طراحی برنامه ها حساس باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟