قشربندی و نابرابریهای اجتماعی از دیدگاه نهجالبلاغه با نقد و بررسی دیدگاه جامعهشناسان در این زمینه
دکتری تخصصی (PhD) -1398
پدیدآور: عبد المجید بحرینی استاد راهنما: حفیظ الله فولادی استاد مشاور: محمد داوری
دانشگاه قرآن و حدیث
چکیده: درباره نابرابری اجتماعی و تفاوت آن با طبقات اجتماعی ، دیدگاههای متفاوتی با رویکردهای مختلف وجود دارد. این پژوهش با نگاهی انتقادی به دیدگاه جامعهشناسان درباره این پدیده، با استفاده از کتاب نهجالبلاغه به تبیین این واقعیت اجتماعی میپردازد و وجوه تفاوت و اشتراکات بین جامعهشناسان و نهجالبلاغه را روشن میسازد. پژوهش حاضر با روش استنطاقی به صورت تحلیل محتوا انجام گرفته است. قشربندی و نابرابری اجتماعی در بُعد مفهومشناسی، عوامل و پیامدهای آن از دیدگاه جامعهشناسان و نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گرفت. آنچه از یافتهها به دست میآید این است که در بحث مفهومشناسی، جامعهشناسان مفهوم قشربندی و نابرابری را برای بیان یک پدیده به کار میبرند و تفاوتی میان این دو مفهوم قائل نیستند و حاصل آن، ایجاد طبقات اجتماعی است. وجه اشتراک میان جامعهشناسان و نهجالبلاغه، در این زمینه این است که وجود نابرابری و طبقات اجتماعی با توجه به نیاز جامعه به قوام و اصلاح، امری طبیعی و ضروری است و از این منظر دیدگاه نهجالبلاغه به جامعهشناسان کارکردگرا نزدیک است؛ اما مفهوم طبقه در نهجالبلاغه با آنچه در نگاه جامعهشناسان است متفاوت است. طبقه در نزد جامعهشناسان مارکسیست، با دارا بودن ابزار تولید و ثروت معنا میشود؛ در حالی که این مفهوم از نگاه نهجالبلاغه اشاره به موقعیت اجتماعی است که ظهور خارجی آن در اصناف مختلف است. مهمترین عوامل نابرابری اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کارکردگرا، عبارتند از: ضرورت کارکردی، تقسیم کار، تفاوتهای ظاهری و باطنی و بکارگیری قدرت برای منافع شخصی. جامعهشناسان تضادگرا، تضاد درونی، تقسیم کار، مالکیت خصوصی و بهرهکشی سرمایهداران از کارگران را از عوامل نابرابری اجتماعی میدانند. تلفیقگرایان در اینباره، توزیع نامتوازن ثروت، عدم توازن بین منافع جمعی و فردی، وجود قانون و دولت را مهمترین عوامل این پدیده میدانند. برخی از این عوامل مثل، ضرورت کارکردی، تقسیم کار، تفاوتهای ظاهری و باطنی و توزیع نامتوازن ثروت از منظر نهجالبلاغه مورد پذیرش است؛ اما برخی دیگر مثل مالکیت خصوصی با شرایطی مورد پذیرش است. برخی دیگر مثل تضاد درونی و وجود قانون، از نگاه نهجالبلاغه مورد پذیرش نیست. جامعهشناسان پیامدهایی را برای نابرابری اجتماعی ذکر کردند که هر کدام از آنها با توجه به اقتضائات اجتماعی خود، میتواند درست باشد. در نهجالبلاغه اختلال در اقتصاد، سیاست و اجتماع، مهمترین پیامدهای نابرابری شناخته شده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟