-
اندازه متن
+
گزارش «محیط زیست» با تمرکز بر عدالت زیستمحیطی در ایران، به بررسی پیامدهای نابرابر تخریب محیط زیست بر اقشار مختلف اجتماعی میپردازد. در این گزارش تأکید شده که آسیبهای زیستمحیطی همچون آلودگی هوا، بحران آب، فرسایش خاک و کاهش تنوع زیستی نهتنها پیامدهایی طبیعی و فنی نیستند، بلکه ریشه در تصمیمات سیاستی و سازوکارهای اقتصادی ناعادلانه دارند. این پیامدها عمدتاً به زیان گروههایی تمام میشود که در شکلگیری آنها نقشی نداشتهاند؛ یعنی گروههای کمبرخوردار، روستاییان و ساکنان مناطق حاشیهای.
در دهههای اخیر، توسعهنیافتگی نهادهای سیاستگذار و نظارتی در کنار ضعف اجرای قوانین، باعث شده تصمیمگیریهای زیستمحیطی نهتنها فاقد ارزیابیهای عدالتمحور باشند، بلکه گاه عامدانه در جهت منافع گروههای خاص اتخاذ شود. گسترش صنایع آلاینده در مناطق محروم، تخریب جنگلها و مراتع برای پروژههای عمرانی، و بهرهبرداری بیرویه از منابع آب، نمونههایی از این نابرابری سیاستی است. همچنین، هزینههای ناشی از تخریب محیطزیست مانند بیماری، کاهش کیفیت زندگی یا مهاجرت اجباری، عمدتاً بر دوش اقشار آسیبپذیر قرار میگیرد.
این گزارش با بررسی تجربههای جهانی، نشان میدهد که مفهوم «عدالت زیستمحیطی» بهتدریج به گفتمانی مسلط در عرصه سیاستگذاری تبدیل شده و مشارکت جوامع محلی، دسترسی برابر به منابع طبیعی و توزیع عادلانه منافع توسعه به عنوان اصول کلیدی آن مطرحاند. در حالی که در ایران، فقدان شفافیت، مشارکت عمومی و پاسخگویی نهادی، مانع از شکلگیری این نوع سیاستها شده است. نهادهای رسمی عمدتاً نگاه تکنوکراتیک و بالا به پایین به محیط زیست دارند و مردم، بهویژه گروههای حاشیهنشین، فاقد ابزارهای اثرگذاری در تصمیمات مربوط به منابع طبیعیاند.
یکی دیگر از نکات محوری این گزارش، نقش مهم داده و شفافیت در دستیابی به عدالت زیستمحیطی است. نبود دسترسی عمومی به اطلاعات محیطزیستی، از جمله آمار آلایندهها، تخصیص منابع و وضعیت بحرانها، موجب شده تا نهتنها امکان نظارت عمومی از بین برود، بلکه نابرابریها نیز پنهان بماند. در این زمینه، استفاده از دادههای باز، ایجاد سامانههای اطلاعرسانی مردمی و تقویت روزنامهنگاری محیطزیستی، بهعنوان ابزارهای کلیدی شفافیت و مطالبهگری معرفی شدهاند.
در پایان، گزارش تأکید میکند که اصلاح وضعیت محیط زیست در ایران نیازمند تغییر نگاه از مدیریت فنی به سیاستگذاری عدالتمحور است. این تغییر مستلزم تقویت مشارکت اجتماعی، بازتعریف نقش نهادهای نظارتی، ارتقای شفافیت، و گنجاندن ملاحظات عدالت در سیاستهای محیط زیست است. تنها با چنین رویکردی میتوان از تداوم چرخه نابرابریهای محیطزیستی جلوگیری کرد و زمینهای برای توسعه پایدار و برابر برای همه شهروندان فراهم آورد.
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید
#وزارت_تعاون_کار_و_رفاه_اجتماعی

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟