نابرابری و آموزش عالی: فرصتهای نابرابر و کنشگری علمی
کارشناسی ارشد- 1395
پدیدآور: زهرا اسکندری استاد راهنما: منصورهاعظم آزاده استاد مشاور: مقصود فراستخواه
دانشگاه الزهرا (س)
چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسی نابرابری در آموزش عالی است در واقع، هدف اصلی این است که چگونه فرصتهای اجتماعی به عنوان یکی از پیامدهای نابرابری اجتماعی میتواند تأمین کننده و یا پیش بینی کننده تفاوت در ورود به دانشگاههای طراز اول و سپس کنشگری علمی دانشجویان باشد. در این پژوهش نظریه سرمایه اجتماعی کلمن، نظریه بوردیو و نظریه چلبی مورد استفاده قرار گرفته است. روش تحقیق، پیمایش و جامعه آماری آن دانشجویان دانشگاههای تهران، آزاد، پیام نورِ شهر تهران به تعداد 270 نفر میباشد. دادهها به وسیله پرسشنامه جمع آوری شد. روایی آن به صورت محتوای صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از آمار توصیفی و برای بررسی فرضیههای پژوهش از ضرایب همبستگی و نیز تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. ارتباط ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده و ساختار علمی فرهنگی مدرسه و ساختار علمی فرهنگی دانشگاه با کنشگری علمی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که بین ساختار اجتماعی اقتصادی فرهنگی خانواده با ساختار علمی فرهنگی مدرسه رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد، بین ساختار اجتماعی و فرهنگی خانواده با ساختار علمی فرهنگی دانشگاه رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد، بین ساختار علمی فرهنگی مدرسه با ساختار علمی فرهنگی دانشگاه و کنشگری علمی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و در نهایت بین ساختار اقتصادی خانواده با ساختار علمی فرهنگی دانشگاه و مدرسه و کنشگری علمی رابطه معناداری یافت نشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟