تحلیل نابرابری فضایی در نواحی خرد شهری بر پایه سنجش کیفیت زندگی مطالعه موردی: محله های منطقه 4 شهر اصفهان
کارشناسی ارشد- 1398
پدیدآور: شهرزاد صفوینیا استاد راهنما: مهین نسترن استاد مشاور: همایون نورایی
دانشگاه هنر اصفهان، دانشکده معماری و شهرسازی
چکیده: نابرابری فضایی، به عنوان تفاوت ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی نواحی شهری، زمانی بروز پیدا می کند که فرصت های موجود در یک محدوده جغرافیایی به صورت نابرابر در اختیار ساکنان نواحی مختلف قرار گرفته باشد. این نابرابری در پراکنش فرصت ها می تواند به شکل توزیع نابرابر خدمات رفاهی بروز نماید و موجب افت و محرومیت نواحی شهری گردد. در این میان، انگاشت کیفیت زندگی با برقراری رابطه میان شرایط ذهنی شهروندان و مجموعه ای از شرایط عینی محیط سکونت ایشان به عنوان مفهومی کلیدی در درک نابرابری های فضایی شهری مطرح می شود. بر اساس مدل تحقیق، کاربرد توأمان سنجه های ذهنی و عینی، به تشخیص حالت های مختلف کیفیت زندگی (شامل: بهزیستی، ناهماهنگی، انطباق و محرومیت) و شناسایی نواحی کم تر برخوردار منطقه کمک می کند. به منظور آزمون سطح کیفیت زندگی خانوار ساکن در منطقه 4 در عرصه محیطی، دو مجموعه شاخص ذهنی و عینی در ابعاد دسترسی به زیرساخت های شهری، دسترسی به خدمات و امکانات و محیط اجتماعی سکونت در نظر گرفته شده است. داده های مورد نیاز پژوهش در بعد ذهنی کیفیت زندگی از طریق ممیزی خانوار و در بعد عینی به کمک داده های ثانویه جمع آوری گردید. نمونه پژوهش شامل 133 خانوار ساکن در بافت های شهری مختلف منطقه 4 می باشد که به طور تصادفی انتخاب شده اند. داده های تجربی به دست آمده با استفاده از روش های تحلیل توصیفی و استنباطی مورد ارزیابی قرار گرفته و با مدل نظری تحقیق تطبیق داده شده است. بر اساس مدل نهایی پژوهش، عامل رضایت از محیط اجتماعی سکونت (با معرف های آرامش، امنیت و نظافت محله)، و نیز عامل دسترسی به خدمات شهری (دسترسی به خدمات فرهنگی، درمانی، ورزشی، فضاهای سبز و شبکه عمومی فاضلاب) واجد بیش ترین میزان اثرگذاری بر کیفیت محیط زندگی خانوار ساکن در منطقه 4 شهر اصفهان هستند. هم چنین با تلفیق لایه های تحلیلی ذهنی و عینی، حالت های کیفیت زندگی برای محلات منطقه 4 به این شرح تشخیص داده شده است. محلات همدانیان، رکن الدوله شرقی، رکن الدوله غربی، و فرهنگیان (بافت میانی)، باغ غدیر- خلیل آباد، مهرآباد، و شهرک فاضل- بهاران (بافت جدید)، محلاتی ارزیابی شدند که هم شرایط عینی زندگی در آن خوب است و هم ساکنان آن از کیفیت کلی زندگی شان راضی هستند. در مدل تحقیق از این حالت، به عنوان بهزیستی یاد می شود. دوم، محله های مفتح، چشمه باقرخان، شاهزید (بافت میانی)، کلمان (بافت فرسوده)، و شهرستان (بافت شهری با هسته روستایی) جزو نواحی تشخیص داده شدند که به رغم کیفیت قابل قبول محیط زندگی در دسترسی به امکانات و خدمات شهری، ادراک و دیدگاه کلی خانوار ساکن در محله نسبت به شرایط کلی محله پایین تر از حد متوسط منطقه است. این حالت بیانگر ناهماهنگی میان سازه های ذهنی و عینی در مدل تحقیق می باشد. سوم، محلات شهرک زاینده رود (بافت جدید)، کلمه خواران، زوان، و پینارت (بافت شهری با هسته روستایی)، و کردآباد (بافت فرسوده با هسته روستایی) محلاتی ارزیابی شدند که هر دو مجموعه شاخص های ذهنی و عینی پایین تر از حد متوسط منطقه برآورد گردیده است. به این ترتیب در این پنج محله هم شرایط عینی زندگی افراد نامناسب است و هم آنان احساس ناخوشایندی نسبت به کیفیت کلی زندگی خود دارند، که از این حالت به عنوان محرومیت یاد می شود. پرداختن به علل و عوامل این محرومیت، ضرورت مطالعه توأمان ابعاد عینی و ذهنی در مطالعه کیفیت زندگی شهروندان را آشکار ساخته و کمک می کند تا با دید عمیق تری به مسائل شهری نگریسته شود و طرح های آینده با در نظر گرفتن اصل عدالت اجتماعی اولویت بندی گردد.
#وزارت_تعاون_کار_و_رفاه_اجتماعی

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟