عنوان کتاب: دولت اسلامی و نظام توزیع درآمد
نویسنده: وهاب قلیچ
ناشر: دانشگاه امام صادق (ع)
سال انتشار: 1396
عدالت اقتصادی مفهومی بسیار عام و بسیط دارد که نظریهپردازان و اندیشمندان هر یک بهمقتضای فضای فکری خود به آن توجه کردهاند. دراینبین توزیع عادلانه و مناسب درآمد یکی از معیارهای ملموس و عینی برای عدالت اقتصادی است که غالب متفکرین این حوزه بر آن اتفاقنظر دارند. وظایف هر دولتی ریشه در اهداف و آرمانهای مکتب فکری و جهانبینیای دارد که دولت از آن برخاسته و اولویتها و نحوه عملیاتی کردن سیاستها نیز از اهداف و آرمانهای آن مکتب سرچشمه میگیرند. اجرای عدالت گرچه، گامی بلند و عالی بوده که برای هر دولتی حائز اهمیت است، ولیکن در یک دولت اسلامی بنا بر اهدافی که نظام اسلامی برای آن مقرر داشته است، بهمراتب بیشتر از دیگر دولتها موردتوجه و تقاضا میباشد. در اکثر کشورها برای تعدیل اندازه دولت، اهداف گوناگونی مطرح میشود که غالباً در این میان افزایش کارایی، هدف اصلی تعدیل اندازه دولت برشمرده شده است؛ اما آنچه دراینبین کمتر به آن بها داده شده است، اثرگذاری اندازه دولت در تحقق عدالت توزیعی بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای عدالت اقتصادی است که غفلت از این مهم در سیاستگذاریهای دولت ممکن است به تبعات سوئی چون افزایش احساس محرومیت، افزایش ناهنجاریها، کاهش انگیزهها و… منجر گردد. همچنین با توجه به اصول و مبانی وظایف دولت در یک نظام اسلامی، درمییابیم که اصل تحقق عدالت اقتصادی و در ذیل آن توزیع عادلانه درآمد، جزو اصلیترین الزامات سیاستی و عملکردی یک دولت اسلامی است؛ ازاینرو لازم است که نهتنها اندازه دولت بلکه تمامی وظایف، سیاستها و عملکردهای دولت در راستای تحقق عدالت در جامعه قرار گیرد. با بررسی تحقیقاتی که تاکنون انجام پذیرفته است درمییابیم که اثرات اندازه دولت و تعدیل آن بر مواردی چون رشد اقتصادی و تأمین فضای رقابتی، بارها و بارها با پیشفرضهای گوناگون مورد تحلیل و بررسی محققین و پژوهشگران واقع شده است؛ اما اهمیت این نکته که میزان دخالت دولت در اقتصاد از ناحیه دو بُعد حاکمیتی و تصدیگری، چه اثراتی بر نحوه توزیع درآمد در جامعه بهعنوان یکی از جنبههای عدالت اقتصادی، بر جای میگذارد، بررسی دقیق این موضوع را ضروری ساخته است. اثر حاضر سعی دارد تا با استمداد از منابع اسلامی چون قرآن کریم، روایات، تفاسیر عالمان جهان تشیع و… و همچنین با استفاده از نتایج و دستاوردهای اقتصاد متعارف، نوع و میزان این اثرگذاریها را کشف نموده و ایدئالترین نوع ورود دولت به عرصه اقتصاد را که به بهبود نظام توزیع درآمد منجر میشود، معرفی نماید.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟